شناسایی چالش ها و موانع اجرایی آموزش به زبان مادری در مدارس ابتدایی ناحیه دو تبریز

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 انشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 گروه علوم تربیتی- دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

10.22098/pbeo.2026.20968.1112

چکیده

هدف: هدف این پژوهش شناسایی چالش‌ها و موانع اجرایی آموزش به زبان مادری در مدارس ابتدایی ناحیه دو تبریز است. سوالات اصلی پژوهش این است که «چالش‌ها و موانع اجرایی آموزش به زبان مادری در مدارس ابتدایی ناحیه دو تبریز کدام‌اند و اولویت آن‌ها چگونه است؟»
روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا ترکیبی از نوع راهبرد اکتشافی متوالی است. در مرحله کیفی از روش تحلیل مضمون و در مرحله کمی از روش توصیفی استفاده شده است. مشارکت‌کنندگان مرحله کیفی شامل کارشناسان، مسئولین و مدیران آموزش و پرورش اداره‌کل استان و ناحیه دو تبریز بودند که به صورت هدفمند- ملاک‌مدار و بر اساس معیارهای اشباع نظری انتخاب و مصاحبه‌های عمیق با آن‌ها تا مرحله اشباع داده‌ها ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی از الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک استفاده شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی ناحیه دو تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 731 نفر بود که حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 251 نفر تعیین و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار بخش کمی پرسشنامه محقق‌ساخته مستخرج از مرحله کیفی بود. روایی پرسشنامه توسط پانل متخصصان (روایی محتوایی) و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (987/.) تأیید شد. داده‌ها با آزمون تی تک‌نمونه‌ای و آزمون فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج حاکی از 149 مفهوم اولیه، 25 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی بود که عبارتند از: 1- ضرورت آموزش به زبان مادری (3 مقوله فرعی)؛ 2- مزایای پداگوژیک و اجتماعی آموزش به زبان مادری (4 مقوله فرعی)؛ 3- موانع اجرایی آموزش به زبان مادری (5 مقوله فرعی)؛ 4- موانع نظری آموزش به زبان مادری (1 مقوله فرعی)؛ 5- نقش متخصصین و افراد متنفذ در اجرای آموزش به زبان مادری (3 مقوله فرعی)؛ 6- تسهیلگرهای اجرای آموزش به زبان مادری (2 مقوله فرعی)؛ 7- چالش‌های زیرساختی در اجرای آموزش به زبان مادری (7 مقوله فرعی). طبق نتایج آزمون فریدمن، چالش زیرساختی در اجرای آموزش به زبان مادری با میانگین 4/46 دارای بیشترین میانگین رتبه و پس از آن نادیده گرفتن نقش متخصصین و افراد متنفذ، موانع اجرایی، کم‌اهمیت شمردن نقش تسهیلگرها، ضرورت آموزش به زبان مادری، موانع نظری و نادیده گرفتن مزایای پداگوژیک و اجتماعی در رتبه‌های بعدی قرار دارند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد اولویت نخست سیاست‌گذاران آموزشی، تمرکززدایی و تأمین زیرساخت‌های مالی و انسانی برای آموزش به زبان مادری است. در گام بعدی، استفاده از ظرفیت تخصصی معلمان چندزبانه و ایجاد بسترهای قانونی برای اجرای تدریجی برنامه‌های درسی مبتنی بر زبان مادری، به‌ویژه در مناطق دوزبانه، ضروری است. غفلت از این امر نه‌تنها به تضعیف هویت فرهنگی و افت تحصیلی دانش‌آموزان می‌انجامد، بلکه عدالت آموزشی را در مناطق غیرفارسی‌زبان با مخاطره مواجه می‌سازد.
محدودیت‌ها: محدود بودن جامعه به معلمان ابتدایی ناحیه دو تبریز، احتمال سوگیری در پاسخ‌های مصاحبه‌شوندگان و دشواری دسترسی به برخی مدیران و کارشناسان.

کلیدواژه‌ها