تأثیر هوش معنوی بر رهبری اخلاقی با میانجی گری روانشناسی مثبت گرا و تعدیل گری گروه خونی (مورد مطالعه: مدیران مدارس شهر کرمان)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان

2 کارشناسی ارشد مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری

3 دانشجوی دکتری گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

10.22098/pbeo.2026.19427.1083

چکیده

زمینه و هدف: عصر حاضر به وضوح نشان‌دهنده اهمیت فزاینده سرمایه انسانی در موفقیت و پیشرفت سازمان‌ها است. در این دوره، مبحث اخلاقیات سازمانی و حرفه‌ای به یکی از ارکان کلیدی در مدیریت و فعالیت‌های سازمان‌ها تبدیل شده است. به گونه‌ای که اصول اخلاقی نظیر عدالت، انصاف، تعهد و حقوق فردی و سازمانی نه تنها به عنوان مباحث نظری بلکه به عنوان مؤلفه‌های عملی و ضروری در فرآیند تصمیم‌گیری و عملکرد سازمان‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند. در این راستا هدف پژوهش حاضر تأثیر هوش معنوی بر رهبری اخلاقی با میانجی گری روانشناسی مثبتگرا و تعدیل گری گروه خونی در میان مدیران مدارس شهر کرمان است
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران مدارس شهر کرمان (567 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، 229 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق عبارتند از پرسشنامه هوش معنوی استیونز(1996) با 24 گویه، پرسشنامه رهبری اخلاقی براون و همکاران(2005) با 35 گویه و پرسشنامه روانشناسی مثبت گرا، برگرفته از سوندار و همکاران (2016) با 46 گویه استفاده شده است. روایی و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری به تأیید رسید. روش تحلیل استفاده از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار PLS انتخاب شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مقدار ضریب تعیین رهبری اخلاقی در حالت بدون میانجی و تعدیلگر و همچنین باحضور معنی دار گزارش شد. آماره سوبل و ضرایب مسیر با حضور متغیر میانجی در تأثیر هوش معنوی بر رهبری اخلاقی نیز معنی دار است، لذا متغیر روانشناسی مثبت گرا در تأثیر بین هوش معنوی بر رهبری اخلاقی، نقش میانجی دارد. از آن جا که تأثیر هوش معنوی بر رهبری اخلاقی هم بصورت مستقیم و هم با حضور متغیر میانجی روانشناسی مثبت گرا معنادار گزارش شد، می توان اینطور نتیجه گرفت که متغیر روانشناسی مثبت گرا یک متغیر میانجی است. همچنین تعدیلگری گروه خونی در تأثیر بین هوش معنوی بر رهبری اخلاقی معنادار گزارش نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که رهبرانی که از سطح بالاتری از هوش معنوی برخوردارند، با بهره‌گیری از نگرش‌های مثبت و معنا‌محور، رفتارهای اخلاقی پایدارتر و مسئولانه‌تری از خود بروز می‌دهند. از سوی دیگر، نتایج حاکی از آن است که ویژگی‌های زیستی فردی ممکن است در نحوه بروز رهبری اخلاقی نقش داشته باشند. در نهایت، این یافته‌ها بر ضرورت توجه هم‌زمان به ابعاد معنوی، روان‌شناختی و تفاوت‌های فردی در توسعه الگوهای رهبری اخلاق‌محور در سازمان‌ها تأکید می‌کند.

کلیدواژه‌ها